Learning is a very important procedure and concept, not only in the human

life but in all the living things. If we pay attention to our behaviors, goals,

programs and beliefs, we will realize that most of them are raised from

learning.

From childhood, we learn from our environment, our parents, friends, etc

and they form us, while we think that we are formed by our willingness!

When I look into my parent’s behaviors, my niece’s behaviors and finally my

own behaviors and characteristics, I easily recognize the learning process.

So I think the best conclusion is that since we have learned a lot of thinks

and our existence is resulted of learning, so we can change it easily, even by

apassing a long time.

 *************************

از نظر من یکی از مهم ترین موضوعات در بررسی موجودات جاندار،مسئله و فرآیند

یادگیری است.اگر ما به رفتارهای خودمان و دیگران توجه کنیم،در خواهیم یافت که

یادگیری نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و صرف اراده و منیت خودمان چندان

مهم نیست.

من به رفتارهای پدر مادر خودم نگاه می کنم  و خودم را و خصوصیات خودم را می

بینم، به رفتارهای خواهر زاده ام نگاه می کنم و خصوصیات پدر و مادرش را می

بینم.به رفتارهای مادرم توجه می کنم و خصوصیات پدر و مادرش را می بینم و به

رفتارهای مادربزرگم نگاه می کنم و خصوصیات مادرش را می بینم.


این فرآیند در تمام موجودات هست و شاید بخشی از موضوع تکامل هم باشد.

ولی به هر حال ما که در یافته ایم این مسئله یادگیری چه اهمیتی دارد،می دانیم

که همه جا دنبال الگوبرداری هستیم که احساس بهتری داشته باشیم،که

مشکلات خود را حل کنیم و راه حل بیابیم،پس می توانیم یادگیری های خود را

کمی تغییر دهیم و در نتیجه موجب بهبودی خودمان هم شویم.

 

ما همیشه در حال الگوبرداری و یادگیری هستیم، و چه خوب است اگر آگاهانه

توجه کنیم و فرآیند های را دریابیم،به نظر من پس از مدتی به خودمان خواهیم

رسید و خودمان را پیدا خواهیم کرد.آنجاست که زندگی و صرف بودن ارزشمند می

شود و زندگی ارشمندتر می شود.آنجاست که دیگر دست از لجاجت برخواهیم

داشت،آخر فهمیده ایم که منیت و تمایزی نبوده و ما همیشه چه به اختیار و چه

بی اختیار در حال یادگیری بوده ایم.

 

خیلی ها از زندگی شان راضی نیستند و با گذشت زمان هم همین نارضایتی را

حفظ می کنند،شاید هم همیشه از بدشانس بودن بنالند یا از محیط اطراف یا

دیگران ناراضی باشند،ولی من مطئنم که بزرگترین مشکلشان مقاومت در برابر

تغییر و نداشتن میل به پیشرفت و بهبود بوده،کما اینکه در طبیعت هم میبینیم که

موجوداتی که انعطاف و قدرت تطابق بیشتری دارند نسلشان و عمرشان فزونی می

یابد و به تکامل بهتری می رسند.

به نظر من زندگی می تواند پر از زیبایی ،دانایی،آگاهی، شادی و لذت باشد اگر

کمی هوشمندانه تر ،بی طرفانه تر،آگاهانه تر و علمی تر عمل کنیم.امید است این

سطور شعارگونه نباشد و توانسته باشم منظورم را به درستی انتقال دهم.