از صفای باطنم خوشحالم،
از سکوت اندیشه ام شادم.
زندگی برایم سفری بی انتهاست،
در آغوش کسی پرواز می کنم.
من آزادم،
ساکت شده ام،
با سکوتم غرق ِ لذت سرشارم.
خوشبختی در آگاهی ست،آنجا که اندیشه ای بر وجودت حاکم نباشد.
تمرکز به سازماندهی افکار می انجامد و مدیریت افکار را راحت تر می کند.
وقتی که بر همین جا تمرکز می کنیم و در لحظه ی حال زندگی می کنیم،می بینیم که رنجی وجود
ندارد و رنج حاصل توهمات و تخیلات و افکارمان بوده است.
ذهن تفاوت فکر و واقعیت را به درستی تشخیص نمی دهد و شما را با افکار و رویاها به ورطه رنج و
شادی کاذب فرو می برد،وقتی که بر لحظه ی حال تمرکز کنید،می بینید که افکار متوقف می شوند و
شما به شادی می رسید.
آن لحظاتی که به طور عمیق در لحظه ی حال زندگی می کنیم،
و از افکار و خیالات و چیزهای غیرواقعی دور می شویم،
مفهوم خوشبختی را درک می کنیم،خوشبختی را لمس می کنیم.
هوای تازه و پاکیزه و اکسیژن فراوان و محیط طبیعی و سرسبز،می توانند نقش بسیار مثبتی در تمرکز
انسان داشته باشند و به زیستن در لحظه ی حال کمک کنند.
یکی از دلایل اینکه جویندگان حقیقت و شناخت حقیقی را از هرزگی و لذت جویی و ثروت اندوزی و جاه
طلبی و ... منبع می کنند این است که این مسائل و جستجوها و خواهش ها به راحتی انسان را از
خودش بیگانه می کنند،شخص را درگیر توهمات می کنند و تمرکز شخص را بر لحظه ی حال از بین
برده،ذهن را با افکار و اوهامات مختلف آشفته می سازند.
بنابراین به راحتی راه جوینده و کسی که می خواهد به شناخت برسد،کج می شود.
پس به یاد داشته باشید که:
جستجو و خواهش در هر شکلی،به از خودبیگانگی و رنج می انجامد.
کسی که بر اندیشه اش مسلط باشد،در دنیای بیرون به تمنا و جستجو نمی پردازد،بلکه
به اندیشه اش روشنی می بخشد.
یک نتیجه ی مهم تمرکز و زیستن در لحظه ی حال این است که شما افکار و باورهای خود
را جدی نمی گیرید،بنابراین از منیت و نادانی شما کاسته می شود و به سمت شناخت،
شادی و آگاهی ناب حرکت خواهید کرد.
حال مسئله ای که ممکن است عنوان شود این است که انسان جوینده حقیقت و خواهان شناخت با
زندگی و محیط اطراف در ارتباط است و به خاطر مسائل مختلف ممکن است از توجه و تمرکز بر لحظه ی
حال غافل شود،در این صورت نوع برخورد او باید چگونه باشد؟
پاسخ این است که باید از هجوم و نهادینه شدن اندیشه هایی که ما را از حضور و تمرکز بر لحظه ی
حال غافل می کنند و ما را به ورطه ی خیال و توهم وارد می کنند،جلوگیری کنیم.اندیشه ی غالب باید
اندیشه تمرکز بر لحظه ی حال باشد،اندیشه ی غالب باید اندیشه ی آگاهی و مراقبه باشد.
بدون شک مرور ذهنی گذشته و آینده،رنج آور خواهد بود.همانطور که گفته شد،ذهن مرز دقیق واقعیت
و خیال را نمی شناسد.در هر حالتی آگاهی و تمرکز لازم است.
هر چقدر که آگاهی و تمرکزمان برلحظه ی حال بیشتر باشد،بیشتر طعم شادی را خواهیم چشید.