شهر من اينجا نيست

شهر من اينجا نيست

پشت دريا هم نيست

شهر من شهر صفاست

مردمانش انسان

گرگ و حيوان هم نيست

مهرباني هم هست

راستگويي هم هست

مردمانش آرام

جنگ و دعوا هم نيست

شهر من شهر صفاست

مردمانش آزاد

راستي هم،روزه است

مهرباني هم،عبادت

زندگاني هم،شجاعت

شهر من كودك ندارد

شهر من سنت ندارد

مردمانش شاداب

شهر من حاكم ندارد!

عشق بر دلها حكومت مي كند...

بیایید با هم مهربان باشیم...جمله هایی از خودم!(3)

-اگرچه تو را دوست ندارم،ولي مهرباني را دوست دارم،اگرچه از تو باكي ندارم،راستگويي را دوست دارم،اگرچه آرام نيستي،من،آرامش را دوست دارم.

 

-سنت ها مانند مواد مخدر انسان ها  را اسير خود مي كنند و به انسان ها اجازه فكر كردن نمي دهند.

 

-دروغگو بودن تو،نشانه دورغگو بودن من نيست و نه دليل آن!

 

-ديروز نادان تر بودم و فردا داناتر خواهم شد.

 

-اول گفتم : مغرور نشو،تو هيچي نيستي

بعد گفتم :با خودم بودم،ناراحت شدي؟

آخرش گفتم: ديدي گفتم هيچي نيستي!

 

-انسان هاي نادان، كوچكتر ها  را كوچكتر مي بينند.

 

-انسان ها به سنت ها تن مي دهند، ولي حيوانات نه!

 

-شخصيت من مهم نيست،تاثير من بر شخصيت شما مهم است.

 

- شك نقطه مقابل ايمان نيست،شك پيش نياز ايمان است.

 

-انسان ها تشنه ي محبت اند،به آنها محبت كن،به راحتي رام خواهند شد.

 

-با غرور و تعصب،نمي توان با غرور و تعصب مبارزه كرد!

 

-تمام هستي در پي اين است كه مرا از خودم غافل كند و تمام هستي مرا به ياد خودم مي اندازد.

  

-اختلاف نظر فقط يك سوء تفاهم است.و شايد اختلاف منافع

 

-مي توان شمعي شد و سياهي شب را نشان داد.

 

-تا شك نكني جسور نخواهي شد،تا جسور نشوي نمي تواني درست فكر كني،تا فكر نكني ايمان نخواهي آورد.

 

-انساني كه در زندگي خواسته يا آرزوهايي دارد،نيكي هايش ممكن است در جهت رسيدت به همان خواسته ها و آرزو ها باشد و شايد زندگي اش!

 

مطالب مرتبط: جمله های از خودم!(۱)   و   جمله های از خودم!(۲)