یکی از توانایی های مهم هر فرد، آزاداندیشی اوست. اینکه فرد خود را از قید و بند افکار سنتی و قدیمی آزاد کند، در آینده او و در رشد اندیشه اش بسیار موثر است. من نیز از ابتدا بدون آگاهی فکر می کردم بعد که به آگاهی هايم( تعالیم مذهبی- ارزش های جامعه - علم - تجربیات و ...) اضافه شد، روز به روز اندیشه ام آزاد تر شد. البته آهسته آهسته!
همین سه چهار ماه پیش در مورد مشکلات جامعه ایران با دوستان دوستانه بحث می کردیم. گفتم علت تمام مشکلات جامعه ایران، نبود دموکراسی است و بعد که با یکی از اساتید مشورت کردم، او گفت مشکل فرهنگ جامعه است. این جواب استاد برایم بسیار نامفهوم و غیرمنطقی بود تا اینکه پس از یک یا دو ماه خود به این نتیجه رسیدم که علت اصلی مشکلات جامعه ایران عقب ماندگی فرهنگی است، زندگی بر اساس افکار و عقاید و تعالیم هزاران سال پیش. یا زمانی ( ۱۰-۱۱ سالگی) گوش دادن موسیقی شاد را گناه می دانستم. و روزی دیگر (۱۳-۱۴ سالگی) دیدن فیلم ها و شوهای غیرمجاز را گناه می دانستم ولی کم کم از
این گرداب نجات یافتم. روزی عقایدم را عین حقیقت می دانستم و عقیده ام را در مورد هستی، انسان، خدا، آخرت و ... عین حقیقت می دانستم تازه ۴-۵ ماه است که فهمیدم چیزی در مورد هستی و خدا نمی دانم و باید زندگی ام را که بر این پایه استوار بود انسانی تر و انسانی تر کنم.
پس فکر نکنید که عقایدتان عین حقیقت است و از به نقد کشیده شدن آن نترسید به شوق نیک خطاب شدن حقیقت را از دست ندهید. خود بیاندیشید و کنکاش کنید که اعتماد تاوانی سنگین در برخواهد داشت.هوش دارید که فریبتان ندهند و به نام انسانیت خدای را آزادانه درک کنید.