|
انسان به توجه نياز دارد.بالاخره بايد خودي نشان دهيم.بايد چيزي براي گفتن داشته باشيم يا نه؟!
بايد به گونه اي جلب توجه كنيم.بايد مزيتي داشته باشيم يا نه؟!
البته آدم گاهي احساس مي كند كه به آزادي نياز دارد.گاهي احساس مي كند كه تحت فشار است و
براي خلاصي از اين وضع بايد قدري خود را آزاد حس كند،بايد كمي اعمال قدرت كرد،بايد خودي نشان
داد.
بالاخره ما هم كسي هستيم،ما هم شخصيت و اهميتي داريم!
متمايز بودن هم بد نيست.آدم احساس قدرت و بزرگي و برتری مي كند .
يعني چه،چرا بايد زور بالاي سرمان باشد؟ آدم عقده اي مي شود.چقدر زور مي گويند.مگر من آدم
نيستم؟نافرماني هم لذتي دارد.
بخصوص زماني كه كمبود محبت در زندگي احساس مي شود،لازم است كه جلب توجه صورت گيرد.به
شما چه ارتباطي دارد؟
نمي دانم چه مي گوييد،بيشتر مردها كه خوششان مي آيد،البته بعضي ها هم انگار ديوانه اند!
البته يكي هم مي گفت با "حجاب"،احساس بهتري به او دست مي دهد.
به هر حال مهم اين است كه انسان احساس خوبي داشته باشد.مهم اين است كه خود را ارضاء كند
يا اينكه احساس آرامش كند،حال با تمايز،اطاعت يا نافرماني.
اصلا من مي گويم وقتي درونمان را نمي بينند،چه فرقي مي كند كه درونمان زيبا باشد يا زشت.درون
كه ديدني نيست،پس بايد ظاهر زيبايي براي خودمان دست و پا كنيم يا خلق و خوي زيبا! يا چيزهاي
عرضه كردني ِديگر.
البته نظر ديگري هم هست،اينكه وقتي آدم در درونش چيز جالبي نداشته باشد،مجبور است با
وسايل ِ دنياي بيرون، خودي نشان دهد و به گونه اي خود را آرام و راضي نگه دارد و احساس
خوشبختي كند.
حرف براي گفتن زياد است،ولي متن كه بلند شود ديگر كسي حوصله ي خواندن ندارد.البته متن بالا را
از زبان یک دختر نوشتم!