تبليغاتX
بازگشت به آزادي | وبلاگ ایمان روشنگر - عشق ورزی
بازگشت به آزادی

نمی دانم چه می گویی،نمی دانم چه می خواهی

همی دانم نمی دانی، همی دانم نمی خواهی

 

صحبت از مهر  و محبت چیست؟
جای آن در قلب ما خالی ست

روزی انسان بنده عشق و محبت بود

جز ره مهر و وفا راهی نمی پیمود

 

 

قدری بیندیشیم...

 

ما را چه شده؟

 

چه شده است که از دشمنی لذت می بریم

 

چه شده است که زشتی و دشمنی و کینه و دروغ  را در وجودمان می بینیم و کاری نمی کنیم؟چرا سکوت می کنیم؟

 

چه شده است که زشتی و پلیدی عادت شده؟


ما را چه شده؟


دروغ چه آسان شده...

 

وجدان مرده...

 

ما را چه شده؟

 

چرا با هم مهربان نیستیم؟

 

این چه بلایی ست  که برای آرامش خود از صمیمیت فرار می کنیم؟


این چه بلایی ست که برای آرامش خود از عشق و دوست داشتن و عشق ورزیدن رو برگردانده ایم...

 

این چه بلایی ست که برای حفاظت از حریم اهریمنی خود دروغ می گوییم؟

 

چرا در حال جنگیم؟

 

کسی حرف منو انگار نمی فهمه

مرده زنده خواب و بیدار نمی فهمه

 

هنوز به این نتیجه نرسیده ای که از پاکی و راستی ارزشمند تر والاتر نیست؟

 

هنوز آنقدر شجاع نشده ای که بدانی باید راستگو باشی؟نباید دروغ بگویی؟

 

هنوز آنقدر انسان نشده ای؟

 

هنوز طعم شیرین عشق ورزی را نجشیده ای؟

 

هنوز به این ایمان نرسیده ای که باید با همه انسان ها مهربان باشی؟

 

هنوزدلت دنبال  رویاهای کودکانه ات است...

 

هنوز نیکی را نپذیرفته ای...

 

هنوز به نیکی ایمان نیاورده ای...

 

 

این داستان را بدقت بخوانید:

 

روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .

رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .

مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .

چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

بدانيد :

خوب بودن (( به خدا )) سهل ترين كار است

و نمي دانم،

                كه چرا انسان،

                                   تا اين حد،

                                                با خوبي،

                                                            بيگانه است!

                                   و همين درد مرا مي آزارد!

                                                                                (فريدون مشيري)

 

گذشته را فراموش کنید ،

 

بیایید مهربان باشیم،با هم،با همه...

 

دل هایمان باید عاشق باشند،عاشق عشق،دوستی و صفا وصمیمیت...

 

راستی را تمرین کنیم،پاکی را تمرین کنیم،

 

می شود پاک بود...

 

می شود عاشق بود و مهربان...

 

می شود انسان بود...

 

سخت نیست،آسان است،

 

باور کنید...


آخرين نوشته ها:

رویاهای کودکی
زندگی میدان جنگ نیست
ما کاملیم،ما بهترینیم!!!
طبیعت زیبا و مشکلات آدمی
فرار از خلوت و تنهایی
غرور جوانی
سخنگوی همراه ِ من!
احساس شاعرانه و غمهای عظیم!
مهر و راستی برای پیشرفت
شاد زیستن به خاطر صداقت و پاکی
شناخت آزاد و هوش
ننگ بر افکار منفی و خشن
تغییر دیگران یا تغییر خود؟
خشونت،درگیری،عصبانیت
صداقت مطلق و آثارش(مطلبی برای همه)


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:3   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام