در شهر من،
عاطفه را،
به خاطر عشق،
مي كشند...
شرمتان باد
مستحق مائيم،
كه سكوت مي كنيم...
و چه كودكانه،
خود را اشرف مي دانيم...
هاي،شما كه ادعا مي كنيد اشرف مخلوقاتيد،شما كه ادعا مي كنيد،بهترين و متمدن ترينيد...
هاي وحشي،
هاي مدعي،
هاي كوردل،
هاي...
در شهرتان ،عاطفه دختر 16 ساله را به خاطر طبيعي ترين ميل (ميل جنسي)،به خاطر طبيعي ترين نياز،به خاطر طبيعي ترين عمل، اعدام مي كنند،
باور كنيد ،فرق چنداني نيست بين ما ها و حيوانات...
اگر خوب فكر كنید...
ما ها درنده تريم...
كمي فكر كنيد...
باور كنيد...
مطالب مرتبط:
گناه ، مفهومي براي نادانان
عشق بازي ممنوع!
آخرين نوشته ها:
هوشمندی حقیقی
عصبانیت،نگرانی،اضطراب
ادامه ی بازیهای کودکی
خیالی بودن همه ی اضطرابها / تمرین حفظ آگاهی و تمرکز
راستی،سکوت ذهنی و حفظ آگاهی
جهان ناپایدار ما
دوست داشتن خود --> دوست داشتن دیگران
Redemption's Shout
وقت،وقت بیداری و آگاهی ست
آزادی و آگاهی در آغوش طبیعت پاک
فراموش شدن آزادی درونی
حرکت به سمت شادی و خوشبختی
Freedom of Being
Be Silent,Be Patient
See Yourself,See Your Freedom
مطالب قبلي را نيز
مطالعه فرماييد
+
ايمان روشنگر - چهارم خرداد 1385ساعت 0:49
|
|
ارسال پيام |