|
حتی ضعف ها و نکات منفی خودم را هم دوست دارم،
پس می توانم به انسان ها هم عشق بورزم،
چون کسی نمی تواند به روانم آسیبی برسند.
چون تمام وجودم را پذیرفته ام و خودم را دوست دارم،
این قدرت را هم دارم که چیزهای دیگر را هم دوست داشته باشم.
به همه ی شما،
به اندازه ی پاکی و آزادی تان عشق می ورزم،
ولی بدانید که اگر چیزی غیر از خودتان را دوست و معشوقه شناسایی کنید،
دچار رنج،انحراف و ازخودبیگانگی می شوید.
اگر به وجود پاک خود عشق بورزید،
و اسیر و وابسته ی هیچ چیز دیگری نباشید،
شما به بی نیازی و خوشبختی مطلق خواهید رسید،
شما پاک خواهید شد.
مردم نمی توانند همدیگر را دوست داشته باشند،
چون نمی توانند خوشان را دوست داشته باشند.
چون در دعوای روابط،به ضعف های خود بر می خورند،ضعف هایی که آنها را دوست ندارند و موجب رنج
آنها می شود.
چون نمی توانند نقاط ضعف و کمبودها و عقده ها و سایر مسائل روحی خود را بپذیرند.آنها با تعصب و
ترس خاصی با بخش هایمنفی وجود خود روبرو می شوند،به همین خاطر وقتی که در شرایطی قرار
می گیرند که ضعف ها و مشکلات وجودشان که آنها را دوست ندارند،برایشان برجسته می شود،
دچار رنج شده و به لاک دفاعی خود وارد می شوند.(نمی توانند عشق بورزند)
وقتی که تمام وجودت را بپذیری و تمام وجودت را دوست داشته باشی،
به یکباره می بینی که مشکل خاصی در دنیا وجود ندارد و می توانی عشق بورزی و شادمانی کنی،
در هر شرایطی می توانی شاد باشی،
خودت و دیگران را هم دوست داشته باشی.
چون اصولا چیزی برای از دست دادن نداریم،
ما همه چیز را با مرگ از دست خواهیم داد،
پس چیزی برای از دست دادن نداریم.
بخندید به نبود رنج ها،
و همه را به شا دی دعوت کنید.