|
انسان بي هويت و گم گشته بود،
هويتي به او دادند،
به سمتي حركت كرد.
به او باور و اطميناني دادند،
اكنون خيالش راحت است،
مي تواند به ناداني هايش ادامه دهد،
معماي زندگي حل شده،
خيالش راحت شده،
مي تواند راحت بخوابد.
مي تواند توجيه كند،
مي تواند فراموش كند،
چشمانش را ببندد،
او هويت دارد،
خيالش راحت است.
او ضعيف است،
نمي تواند بدون هويت زندگي كند،
نمي تواند بدون باور زندگي كند،
دست از سرش برداريد،
آزادي نمي شناسد،
آرامش مي خواهد،
امنيت مي خواهد،
مي خواهد بخوابد.