|
بيشتر ما انسانها خود محوريم.ما خرد محور نيستيم.ما آزادي محور نيستيم،بلكه خود محوريم و همه
چيز را از بعد ِ ذهن ِ ناقص و آشفته ي خودمان مي بينيم.
ما نمي توانيم به طور مستقيم و صميمانه و آزادانه با مسائل زندگي روبرو شويم.چون دغدغه اي به
اسم "من" وجود دارد.
"من" مجموعه ايست از افكار و باورها و احساسات و تجربه ها و گرايش ها و آرزوها كه در ذهن ذخيره
شده يا مي شود.
البته در اينجا منظور "من" ِ ذهني و رواني ست."من" ِ جسمي هم مي تواند به همين صورت بررسي
شود.
قبل از توضيح "خود محوري" لازم است يادآوري شود كه خود محوري در جامعه به رسميت شناخته
مي شود.مثلا به شما مي گويند "نظر شما چيست؟" يا اينكه"علايق شما چيست؟" يا "شما چطور
فكر مي كنيد؟" و مسائلي از اين دست.
ناداني پيش فرض است و كاملا عادي شده است.
حال مي رسيم به تعريف ِ "خود محوري".البته مسئله ي خودمحوري بسيار گسترده و اساسي ست
و به بررسي مفصل و جدي نياز دارد.
مهم ترين مسئله اين است كه كسي توسط خانواده و جامعه پرورش يافته است نمي تواند به خودش
افتخار كند يا از وضعيتش ناراضي و ناراحت يا خوشحال باشد.
پس ابتدا بايد خودتان را يك موجود ناقص و گمراه قلمداد كنيد و اينقدر به خودتان مغرور نباشيد و كمي
ترديد كنيد.
وقتي روحيات و حالات و انرژي هايي كه در درون شماست منشاء خارجي دارد،چگونه مي توانيد به
آنها اعتماد كنيد يا دنباله روي آنها باشيد؟
پس به هيچ وجه به ذهن خود اعتماد نكنيد.چون ذهن شما تابعي است كه توسط ديگران تعريف شده
است.
همه ي احساسات و افكار و رفتار و گفتار هاي ما از طريق ذهن(مغز) پردازش و مديريت مي شود.
بنابراين بايد به وضعيت ذهن خود آگاه باشيد.ذهني كه توسط محيط پرورش يافته و مي يابد.
مثلا تقلي و ديد شما نسبت به خانواده،مذهب،كشور،تحصيل،ثروت،علم،باور،فرديت و
كليت،طبيعت،آفرينش و بقيه ي موارد كاملا ناقص و غلط است.
در مورد "من" ِ جسمي هم وضع به همين صورت است.بدن ما حاصل زندگي ها و تجربيات گذشتگان
و همچنين وابسته به نوع تربيت و تغذيه ي خانواده و جامعه است.البته فعلا در اين مورد صحبتي نمي
كنيم.
شما از چنگ تجربه هاي قبلي خود هم آزاد نيستيد.من به شما بدي مي كنم و موجب ناراحتي شما
مي شوم.شما هم سعي مي كنيد به من بدي كنيد يا همان كار را در مورد ديگران انجام دهيد.من به
شما خوبي و محبت مي كنم،شما هم ذهنتان راحت مي شود و به من خوبي مي كنيد يا راحت
برخورد مي كنيد.اين عادت و روش ذهن ماست.بايد به تمام فرآيندهاي ذهني آگاه بود.
وقتي اين مسائل را ببينيد و به كل فرآيند آگاه شويد مي توانيد كم كم از اين وضع خارج شويد و به
سوي آزادي و آگاهي حركت كنيد.
چيزي كه در زندگي موجب رنج و گمراهي مي شويد،خيال بافي ست.خيال بافي نكنيد و سعي كنيد
با واقعيت هاي هر چند تلخ موجود رو برو شويد.
خيال بافي نكنيد،
هيچ چيز و هيچ كس ارزش مند نيست،
هيچ چيز و هيچ كس بي ارزش نيست،
استثنايي نيست،
ارزش به كلي بي معناست.
زندگي جاري ست.