|
به وقت ِ رنج و عذاب، يادمان نبود كه اين رنج و عذاب گذراست.
موقع خوشي و عيش و نوش يادمان نبود كه اين هم گذراست و دوباره به حالت قبلي بر خواهيم
گشت.
در خوشي ها يادمان نبود كه هيچ عيشي بدون نيش نيست.
در رنج ها يادمان نبود كه در كنار هر محروميتي، موهبت و مزيتي هست.
وقتي كه با خوشي ها كمي خود را آرام كرديم،به اين فكر نمي كرديم كه بعد از اين خوشي
چه بايد بكنيم؟بعد از اين چگونه خود را آرام كنيم؟!
هيچ رنج و لذتي بدون خيال پردازي نيست.
بايد از خيال و وهم به دور بود،
بايد از رنج و شادي به دور بود.
ما زوال و فناي زندگي را نديديم،
ما پوچي و بيهودگي ِ مسائل زندگي را نديديم.
ما با خيال زندگي كرديم!