|
در بيشتر ما انسان ها نوعي حالت اطمينان وجود دارد.اينگونه تصور مي كنيم كه افكاري كه از ذهنمان
مي گذرد،درست است.فكر مي كنيم باورها و اعمال و رفتارمان به حقيقت نزديك است.من به اين
وضعيت "اسارت فكري" مي گويم.
ما مي خواهيم در همين وضعي كه هستيم بمانيم و به همين راه ادامه دهيم،اين بسيار خطرناك و
احمقانه است.
ما ربات هاي بي سر و پا فكر مي كنيم آزاديم،در صورتي كه با ناداني ها و جهالت هاي خود زندگي
احمقانه اي خلق كرده ايم و با همين حماقت ها بر رنج ها و زشتي هاي زندگي سرپوش مي گذاريم
و آنها را به اصطلاح "زيبا" مي كنيم.
ژنتيك،تولد،پدر و مادر و اطرافيان،تغذيه،آب و هوا،تلويزيون،مدرسه،دانشگاه،حكومت و به طور كلي
تمام مسائل دنياي بيرون بر ما تاثير مي گذارند و ربات جديدي توليد مي شود.
تمام اطلاعات و نرم افزارهاي اين ربات در مغز نگهداري مي شود و اين رباط از اين ناحيه كنترل مي
شود.ابزارهاي و نشانه هاي اسارت فكري در همه جا هست.چه در دنياي درون و چه در دنياي بيرون.
عده اي اين وضعيت را مي بينند و اقدامي مي كنند،ولي بيشتر مردم محكوم اند كه سراسر زندگي
خود را با حماقت و بردگي پشت سر بگذارند،هر چند اين بردگي از نوع مدرن يا آگاهانه يا تئوريزه
باشد.هر چند اين وضعيت بسيار زيبا يا لذت بخش و با شكوه باشد،ممكن است آرام باشد يا
ناآرام،خشن يا طوري ديگر.
هيچ چيز ِ ما اصيل و آزادانه نيست.هيچ كدام از افكار و باورهاي ما آزادانه نيست،همه چيز برنامه ريزي
شده و منظم و احمقانه است.
كيست كه اين حرف ها را بفهمد؟!
مستي و خواب شما از اين هم بيشتر است!
ما هستي و فرصت زيباي زندگي ِ خود را به سادگي تلف مي كنيم.فقط به اين خاطر كه گذشتگان و
ديگران احمق و نادان بودند و هستند و ما را هم همينگونه پرورش داده اند!