|
ریشه،عامل محرک و ماهیت عصبانیت و نگرانی ما،
جامعه و خانواده و تجربیات گذشته است.
وجود همه ی ما پاک است،
ولی جامعه و خانواده و اطرافیان ذهن مارا آلوده کرده اند.
همه ی ما حقیقتا پاکیم،
و اگر بخواهیم می توانیم پاکی را دوباره بدست بیاوریم.
تا مشغول شویم.
به ما آموزش صحیحی داده نشده،
هنوز هم مشغول بازی هستیم.
وحشی و بی قاعده.
از فردای خود مطلع نیستیم.
در میان بندها و فریب های گوناگون،
حتی لحظه ای نباید غفلت کرد،
لحظه ای آگاهی را به تاخیر نیندازیم.
در جهانی وحشی و بی رحم،
باید که آزاده بود،
و البته آگاه.
باید به فکر چاره بود.
راه روشن است:
به دنبال چیزهای موقتی،
وقت را هدر نده.
به ورای چیزها برو،
به دنبال راه حل باش.
حتی ضعف ها و نکات منفی خودم را هم دوست دارم،
پس می توانم به انسان ها هم عشق بورزم،
چون کسی نمی تواند به روانم آسیبی برسند.
چون تمام وجودم را پذیرفته ام و خودم را دوست دارم،
این قدرت را هم دارم که چیزهای دیگر را هم دوست داشته باشم.
به همه ی شما،
به اندازه ی پاکی و آزادی تان عشق می ورزم،
ولی بدانید که اگر چیزی غیر از خودتان را دوست و معشوقه شناسایی کنید،
دچار رنج،انحراف و ازخودبیگانگی می شوید.
اگر به وجود پاک خود عشق بورزید،
و اسیر و وابسته ی هیچ چیز دیگری نباشید،
شما به بی نیازی و خوشبختی مطلق خواهید رسید،
شما پاک خواهید شد.
مردم نمی توانند همدیگر را دوست داشته باشند،
چون نمی توانند خوشان را دوست داشته باشند.
چون در دعوای روابط،به ضعف های خود بر می خورند،ضعف هایی که آنها را دوست ندارند و موجب رنج
آنها می شود.
چون نمی توانند نقاط ضعف و کمبودها و عقده ها و سایر مسائل روحی خود را بپذیرند.آنها با تعصب و
ترس خاصی با بخش هایمنفی وجود خود روبرو می شوند،به همین خاطر وقتی که در شرایطی قرار
می گیرند که ضعف ها و مشکلات وجودشان که آنها را دوست ندارند،برایشان برجسته می شود،
دچار رنج شده و به لاک دفاعی خود وارد می شوند.(نمی توانند عشق بورزند)
وقتی که تمام وجودت را بپذیری و تمام وجودت را دوست داشته باشی،
به یکباره می بینی که مشکل خاصی در دنیا وجود ندارد و می توانی عشق بورزی و شادمانی کنی،
در هر شرایطی می توانی شاد باشی،
خودت و دیگران را هم دوست داشته باشی.
چون اصولا چیزی برای از دست دادن نداریم،
ما همه چیز را با مرگ از دست خواهیم داد،
پس چیزی برای از دست دادن نداریم.
بخندید به نبود رنج ها،
و همه را به شا دی دعوت کنید.
A very high tone,
Shout in my ear:
“Abscond junior.
Shoot From these,
Temptations,
These dependences.
And find yourself,
Love yourself”
من همیشه از موقعیت های منفی بهترین استفاده را کرده ام،
که متحول شوم و آگاهی خود را گسترش دهم.
حرکتی عظیم لازم است.
غم ها و دیگر مسائل زندگی ساختگی را فراموش می کنی،
ذهنت بر زیبایی های دیداری و شنیداری و بویایی،تمرکز می کند و به سکوت و نظم می رسد،
در آغوش طبیعت می آسایی و زندگی اصیل و آزادانه و شاد را تجربه و لمس می کنی.
۲- آدمی موجودی ست دیوانه تر و ضعیف تر و بدبخت تر از سایر حیوانات.
۳- هر روز فرصتی ست برای عشق ورزیدن،فرصتی برای شاد بودن.
4- همه برای درمان می کوشند،ولی حیف که به دنبال راه اصلی و کلیدی نیستند،
راه اندیشه،آگاهی و مراقبه.
5- گاهی باید گذاشت و گذشت،همیشه باید گذاشته و گذشت،باید عاشق و آزاد بود.
6- من با قدرت عشق آشنا هستم،
من خواهان عاشقانه زیستن و عشق ورزیدن هستم،
هیچ زنی را عاشقانه دوست نداشتم،من با این عشق روبرو نشدم،
چون هیچ زنی عشقش را به من هدیه نکرد،
هیچ کسی آنقدر آزاد نبود،
ترسها و باورها،حرصها و خواهش های دیگران را مانع از رسیدن عشق به خودم دیدم.
7- یکسانی چیزها از مرگ ناشی می شود،سرنوشت یکسان آنها.
آنکس که یکسانی چیزها و کسان را دید،به ماورا رفت،به ورای همه چیز سفر کرد.
8- همه ی ما در اعماق وجودمان خوشبختیم،فقط کافی ست آنرا به چنگ بیاوریم.
9- دوستی،دوست داشتن و محبت آزادانه و بی حد و حصر ارزشهایی هستند که با هیچ معیار منطقی
قابل سنجش نیستند.
4- Being is a war,
In all moments,
For all beings
11- گذشتگان ازبت پرستی به عنوان وسیله ای برای تمرکز و تضعیف موقتی افکار و آشفتگی ذهن
استفاده می کردند.
بت پرستنی وسیله ای بود برای جدایی موقتی از دنیا و امور روزانه،آنها می توانستند با بتهای خود
درددل کنند و زمینه ی رسیدن به تعادل و دوری از غم ها را در وجود خود فراهم آورند.
12- انسان باید به دنبال راز هستی باشد و تمام زندگی اش را بر همین محور قرار دهد.به همین دلیل
است که همه ی ما باید وارد راهپالایش ذهنی شویم.
13- من خوشبخت زاده شده ام،
همواره خوشبخت بوده ام،
محیط مرا آلوده کرد و من همواره به دنبال پاکی بوده ام،
من همواره خوشبخت بوده ام.
از جهان رخت بر بسته.
در وجود انسان ها،
آزادی نمی بینم.
هر چه هست،
اسارت دیوانه وار،
در خیل عظیم افکار و باورهاست.
هر چه هست،
خشونت است عزیزان،
خشونت.
من به شلاقی نیاز دارم،
بر مغزتان بکوبم.
که شما را،
شاد و آزاد و مهربان کنم.
مثبت و نیک،
آزادانه و آگاهانه،
و با قدرت تمام بیندیشد.
انسان باید به سمت شادی و خوشبختی حرکت کند و در این راه از همه ی افکار منفی دست بکشد.
برای شادی و خوشبختی به افکار و سلیقه ها و باورها نیازی ندارید،به آگاهی و گذشت و محبت
نیازمندید،
شما به آزادی و عشق ورزیدن نیازمندید.
انسان باید به جایی برسد که بتواند به خودش افتخار کند و خودش را دوست داشته باشد،
انسان باید به شادی پایدار برسد،آنجایی که دیگر به افکار و وسواس هایش اهمیت ندهد و آنقدر بر
خودش مسلط باشد که چیزها و آدم های اطراف نتوانند موجب ناراحتی او شوند.
همه ی افکار منفی را به دور بریزید و آگاهی و شناخت را تمرین کنید،
مثبت بیندیشید.
به راه ِ بیکران شناخت و آگاهی وارد شوید.