|
Ignorance,
And Brutality,
Whoop in My Home.
And Breathing,
Is Very Hard.
I Want To Go,
I Want To Cry.
For us,
Freedmen,
Where is Home?
In this world,
All things are transient.
So be patient,
Be silent.
* silence,
is the first and last word,
in the love language.
* you saw the world,
but didn't see yourself,
didn't see your freedom.
* wow!
life could not be better than this!
but,
you can be better!
وقتی که انسان بر روح و افکار و ذهنش مسلط نباشد،
برای درمان ِ مشکلات و دردهای روحی و فکری ِ خود به روش های راحت و در دسترس مراجعه می کند.
بسیاری از زنان و دختران،به این منظور،به آرایش جسمشان روی می آورند.زشتی های روحی و غم ها
و رنج ها را،با این مسکن ها تسکین می دهند.
آنها خودشان را گول می زنند،لابد فکر می کنند که با زیبا شدن ظاهری و تغییر موقتی روحیه،می توانند
بر غمها و مشکلات و ضعف های روحی و فکری خود چیره شوند.
آنها از اینکه عده ای نادان،در این طرف و آن طرف آنها را نگاه کنند لذت می برند،چون چیز بیشتری از
زیبایی ظاهری و موقتی و گذرا نمی توانند ارائه دهند،در ضمن احساس مزیت و مفید بودن می
کنند،احساس پوچی و بیهودگی خود را موقتا فراموش می کنند.
زندگی مغایر با طبیعت و غریزه،که همان زندگی بر اساس افکار و وسواس و باورها و باید ها و نباید
هاست،قدمت بسیار کمی دارد و بی پایه و اساس است.
اینگونه زندگی یعنی دور شدن از یگانگی.تضادهای حاصله،رنج و بدبختی می آورند.چون شما در داخل
یک سیستم طبیعی و بر اساس غریزه،با منیت ها و افکار و باورها زندگی می کنید.
انسان برتر،با آگاهی و مراقبه به سمت یگانگی حرکت می کند.او از همه ی تضادها و ابهامات دور می
شود و تمام پیش فرض ها و باورها را که جز مشتی از افکار و وسواس نیستند، زیر پا می گذارد.
او با آگاهی و سکوت و مراقبه،به سمت دنیای دیگری حرکت می کند و از آلودگی جدا می شود.
اگر به جمله بالا ایمان ندارید،همیشه آن را برای خودتان مرور کنید،
باور کنید هیچ باید و نبایدی وجود ندارد،
هیچ فشار و اجباری وجود ندارد،هیچ رنجی نیست،
شما خوشبخت و شاد هستید.این را باور کنید.
مشکلات و رنج ها را خودتان ایجاد می کنید.اینقدر منفی و با نفرت و خشونت فکر نکنید.
اگر افکار منفی را به دور بریزید،بدون شک به شادی پایدار خواهید رسید.
شما با فشارها و اجبارها و باورها و پیش فرض ها و باید و نبایدهایی که در ذهنتان وجود دارد،
زندگی خود را تباه ساخته اید،
به افکارتان اهمیت ندهید،
شاد باشید و رها،
و برای پیشرفت های معنوی و روحی بزرگ خود را آماده کنید.
کرده است.
وقتی که به افکار و ایده ها و ارزش هایی که در ذهن خود ذخیره کرده اید،بیش از حد اهمیت می دهید
و می خواهید بر اساس آن رفتار کنید،از توجه به رفتار صحیح و تشخیص برخورد درست در لحظه ی
کنونی باز خواهید ماند.
منظور این نیست که نباید ارزش ها و معیارهایی تعریف شوید،اگر به افکار و معیارهای ذهنی،بیش از
حد اهمیت دهید،از واقع بینی و درک کامل لحظه ی حال و رویدادهای درون و بیرون،دور می شوید.
توجه،تمرکز و واقع بینی و در یک کلام بر لحظه ی حال تمرکز کردن،به سلسله ای از آگاهی و تجربه
تبدیل می شود،در صورتی که اگر بر اساس معیارها و دانش های ذهنی رفتار کنید،در همان محدوده
باقی خواهید ماند.
باز هم تاکید می کنم که ارزش هایی وجود دارند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند،مثلا تاثیر
ارزش های خالصی مثل راستی،شادی و محبت در مجموعه ی عملکرد انسان آنقدر زیاد است که
دوری از آنها موجب بسیاری از آشفتگی های ذهنی و عینی خواهد شد.
وقتی که شما به افکار خود بسیار اهمیت می دهید و افکار خود را عین حقیقت می دانید،به خاطر
فاصله ی ذاتی که بین افکار شما و واقعیت های دنیای بیرون وجود دارد،دچار رنج و تناقض خواهید شد.
ولی بیایید افکاری که در ذهن شما وجود دارد را مشاهده کنید و به آنها اهمیت ندهید،می بینید که
بیشتر و بیشتر متوجه وقایع پیرامون خود می شوید و در نتیجه به واقع گرایی و دانش شما افزوده
خواهد شد و با جدی نگرفتن افکار و تمرکز بر محیط پیرامون می توانید جلوی غلبه افکار و در نتیجه رنج
و تناقض را بگیرید.
و به شادی رسیدم.
زندگی برایم سفری بی انتهاست.
اگر آگاهی خود را حفظ کنید و به افکار خود اهمیت ندهید،با سکوت آشنا خواهید شد،سکوت ِ ذهن.
اگر بر اندیشه ی خود مسلط شوید،بر روحیه خود هم مسلط خواهید شد و به رهایی و شادی خواهید
رسید.آنگاه از هر چیز خوب و بدی برای پیشرفت معنوی و فکری ِ خود استفاده خواهید کرد و هر چه
بیشتر به شادی نزدیک تر خواهید شد.
هر کجا که هستید به دنبال آگاهی باشید و به افکار خود اهمیت ندهید،
در سکوت فقط افکارتان را مشاهده کنید و به احساسات خود بها ندهید.
امید است که همگان در راه خودشناسی و حقیقت جویی گام بردارند و در این راه جز بر سکوت و
آگاهی بر چیز دیگری تکیه نکنند.
شادی و رهایی از رنج،فقط مقدمه ای ست بر راهی بزرگ و بی پایان،
راهی که بر زبان نمی آید،راه بزرگ حقیقت جویی و شناخت.
و فقط افکار را مشاهده کنیم،
فقط آگاه و ساکت و آماده باشیم،
هیچ رنج و بدبختی وجود نخواهد داشت،
و فقط آرامش و سکوت بر جا خواهد ماند.
* من از دیدن نادانی ها و آلودگی های انسان ها ناراحت نمی شوم،
همه ی اینها برای من تمرین و درس شناختی هستند.
* به جای اینکه این همه درگیر افکار و سلیقه های شخصی باشید،
بخندید و عشق بورزید و گذشت کنید.
متاسفانه در دنیایی که علم و فن در خدمت رفاه و زیبایی و راحتی است، و زیبایی های ظاهری زیادی
فراهم شده است،مردم از توجه به زیبایی درونی بازمانده اند.
مردم زیبایی بیرونی و زیبایی اشیاء و آدم ها را می بینند و همین آنها را به خود مشغول کرده و به
همین زیبایی پیش و پا افتاده اکتفا کرده اند.
بله مردم پیشرفت های زیادی کرده اند،ساختمان ها زیباتر شده اند،لباس ها و چهره ها هم زیباتر
شده اند،دانش ها و علوم زیادتر شده و مدارک علمی وکتاب ها هم زیباتر و بیشتر شده اند،همه چیز
ظاهرا بهتر شده،ولی آیا اینها ضامن خوشبختی ناب و خالص انسان هستند؟
آیا انسان باید آنقدر سطحی و کوته فکر و ضعیف باشد که برای ایجاد حالات و روحیات بهتر به زیبایی
ظاهری اش تمرکز کند؟
همه چیز بهتر شده ولی مغزها هنوز ابتدایی و کودکانه هستند.همه به دنبال تغییرات مختلف اند ولی
کمتر کسی به دنبال تغییر و پاکسازی درونی ست.
ذهن خود را پاک و زیبا سازید تا تمام دنیا برایتان پاک و زیبا شود.