|
اکنون شاد و آزادم،
و هیچ چیز مرا غمگین نمی کند،
چون وجودم معطوف به حقیقت است.
در راستی به معنای وسیع کلمه،شما به هنگام هر گفتار و کرداری،به این می اندیشید که اگر کسی در
این مورد سوالی از شما بپرسد،آیا می توانید به راحتی و با آرامش خاطر حقیقت امر را بیان کنید؟!
راستی،وسیله ای ست برای حفظ آگاهی.
با راستی و صداقت تمام و کمال،بار منفی ذهن شما سبک خواهد شد و به آرامش دست خواهید یافت.
بدین ترتیب جلوی بسیاری از مشکلات گرفته شده و بسیاری از شادی ها و پیشرفت های روحی خود
به خود به دست می آیند.
در همه ی اشکالشان انسان را به ماشین یا حیوانی صرفا غریزی و بی مصرف تبدیل می کنند.
سرنوشتت را به شهوت و غریزه مسپار،
بزرگی و پاکیت را به هرزگی مسپار،
با جستجوی خوشی ها خودت را تحقیر مکن،
خودت را گم نکن.
از لذت های کوچک بگذر تا به سعادت بزرگ برسی.
روحت را پالایش کن.
روحت را به پرواز در آور.
چیزها و کسان می بینی.
پس کی به خودت گذار می کنی؟
کی خودت را می بینی؟
کی خودت را می شناسی؟
به این و آن چنگ می زنی،
این و آن را می خواهی،
این و آن را می سازی،
کی به خودت چنگ می زنی؟
کی خودت را می خواهی؟
کی خودت را می سازی؟
به دنبال خوشبختی حیرانی،
خودت خوشبختی،
کی خوشبختی ات را می بینی؟!
شرافتمندانه زیستن پایه و اساس خوشبختی و آرامش است.
پایه و اساس شرافتمندانه زیستن، راستی ست.
کسی که نمی تواند با راستی زندگی کند و دروغ نگوید،شرافتمند نیست.
کسی که نتواند دروغ بگوید،هیچگاه دچار کجی و غم و اندوه نخواهد شد.
راستی به تک تک رفتارها و گفتارها و اندیشه های ما نفوذ می کند،و همچنین دروغ.
راستگوی حقیقی کسی ست که نه به خودش دروغ بگوید نه به دیگران.
او باید بتواند هم درون خودش را درست ببیند و هم بیرون خود را.
راستی انسان را پالایش می کند.راستی منشا همه ی تحول هاست.
راست باش و درد بکش،ولی درمان خواهی شد.
شرافتمندانه زیستن در همه جا اعتبار دارد.