|
بلکه باید از هر فرصتی برای تحول و رشد فکری استفاده کرد.
فرار کردن،نایده گرفتن یا جنگیدن ،واکنش های سطحی هستند.انسان باید در هر شرایطی آگاهی خود
را حفظ کند و از هر شرایط بد و ضعفی برای پیشرفت و رشد فکری استفاده کند.
انسان والا چیز ثابتی نیست و باقی نمی ماند،انسان والا خود را در معرض تحولات قرار می دهد،ولی
از آرمان ها و آگاهی اش دست بر نمی دارد.او همیشه راهش را دنبال می کند.
انسان والا بر روحیه ی خود مسلط است و از هر فرصتی برای آفرینش و بازسازی خود استفاده می کند.
هر شادی و رنج و راحتی و سختی،برای او فرصتی برای رشد و خودسازی و شناخت است.
و می روند.
و همچنین سختی ها و راحتی ها،
دردسر ها و مصائب،
ولی خوشبختی،
پاکی و بزرگی ام را،
همیشه حس می کنم!
جایی ست که "باید"ی در درونم نباشد،
و این همه ی شادی من است.
مثبت اندیشی و شادی یک فرآیند بلند مدت است و در کوتاه مدت به راحتی حاصل نمی شود.
فقط عزم و اراده و استمرار در کوشش لازم است.
نا امیدی بی معنی ست و هر لحظه فرصتی برای شادی مهیاست.
باید همیشه به خاطر داشت که انسان باید شاد باشد و راهی جز شادی وجود ندارد.به جای افکار
منفی،باید شاد بود و رنج ها و مسائل را جدی نگرفت.اراده باید در جهت شادی و قدرت باشد.باید
قدرتمندانه در جهت شادی و صلح و رشد فکری حرکت کرد.
وقتی که به گذشته نگاه می کنم،
خامی خود را می بینم،
دوست داشتم ساکت بمانم،
و همه ی نادانی ها را ببینم.
از توهم بکاه و بر بینش بیفزا.
با آزار دیگران چیزی عایدمان نمی شود.
مراقبه مفهومی فراگیر و مستفل از شرایط محیطی است،
ولی شرایط مناسب محیطی می تواند به کیفیت مراقبه و آگاهی کمک کند.
را به ارث برده و به اندازه ی حضور خود در حیطه ی طبیعت،بر این اساس زندگی می کند.
ولی در میان همه ی موجودات،انسان علاوه بر این غرایز طبیعی،تمدن و راه و روش بشری هم دارد.
یعنی دارای و رسوم و افکار مخصوص به خودش است.
یک حیوان ممکن است بر اساس طبیعت پاک خود غذا بخورد،فرار کند،بجنگد، یا اینکه آمیزش جنسی
داشته باشد،ولی انسان علاوه بر این یادگیری هایی که طبیعت به او داده،دارای افکار و تمدن انسانی
هم هست.
به همین خاطر چیزی به اسم "هویت جنسی " در ما انسان ها پدید آمده که حاصل وراثت خصوصیات
بشری و محیطی است.
همه ی دختران و زنان،علاوه بر میل و غریزه ی جفت گیری،دارای این هویت جنسی هم هستند.
افکاری که از وراثت و محیط اطراف به آنها تزریق شده و باعث می شود که آنها از پشت پرده ی این
افکار و قالب ها و عادت ها،با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند یا رفتارهای جنسی خود را بروز دهند.
" من دخترم،دخترها اینگونه اند،پسرها اینگونه اند،دختر ها باید اینگونه باشند،دختر ها نباید اینگونه
باشد،خصوصیت و وظیفه ی دختر این است و .... "
همه ی این قالب ها و عادت ها و جداسازی ها،از آزادی اندیشه جلوگیری می کنند.
انسان اگر بخواهد به سمت آزادی و شناخت حقیقی حرکت کند،از همه ی این افکار و عادت های
آلوده ای که به او رسیده است،دور می شود و به سمت بی طرفی و فطرت پاک و آزاد انسانی خود
حرکت می کند.
همچنین اگر دخترها و زن ها از هویت جنسی فاصله بگیرند و به سمت روشنی اندیشه و آزادی
و بی طرفی حرکت کنند و خود را به عنوان موجودی آزاد(نه با برچسب و هویت جنسی) شناسایی
کنند،آنگاه می توانند بسیار یهتر و راحت تر با دنیای اطراف خود ارتباط بر قرار نمایند و به سمت رشد
فکری و اجتماعی و شناختی حرکت کنند.
و اندیشه، افسار زندگی آنها را به دست گیرد،
آنهایی که نمی خواهند سرنوشت خود را به دست شانس و اقبال بدهند،
آنان که می خواهند بر خود مسلط و خودکفا باشند،
باید از از ولنگاری و غفلت دوری جویند،
و در هر حالی، آگاهی را حفظ کنند.
هر لحظه غفلت،سلسله ی رنج ها و نادانی ها را به دنبال دارد.
هر یک از ما تعابیر مختلفی از مفاهیم داریم.این تعابیر ممکن است غلط یا به دور از واقعیات باشد.
پس برای رسیدن به نتایج بهتر،نیاز به فهم بهتر مفاهیم و مسائل داریم.
فهمی که از منیت ها و خواسته های شخصی به دور باشد.
احترام منبع آرامش و سکونی برای هر ارتباطی است،قوانین حداقلی جهت کنترل یادگیری ها و عادت
های احتمالا مخرب و آزار دهنده.
احترام و قوانین و چارچوب های نانوشته ای که در جوامع و روابط وجود دارد،می تواند موجب حذف و
خاموشی نابهنجاری ها و منیت ها شود و فضای روابط انسانی را امن کند.
فضای احترام می تواند زمینه ی مهر و خودسازی و بهبود فرد را فراهم کند.
انسان ها به خاطر مشکلات و نابسامانی ها و کشمکش های درونی،نمی توانند به احترام و مهر و
قاعده های مشخص،پایبند باشند.
اگر هوشیاری افراد و حس مهر و محبت وجود داشته باشد و خودپرستی و منیت کمرنگ شود،
بسیاری از حریم ها و قواعد،می توانند به طور خودکار شکل بگیرند و نیازی نیست که آنها را از مرجعی
دریافت کنید یا اینکه این قواعد به زور بر شما تحمیل شوند.فقط کمی آگاهی و درون بینی نیاز است.
با رعایت قواعد در ارتباط با دیگران، حساسیت و آگاهی را تجربه می کنیم و این مسئله به سکوت و
رشد ذهنی ما کمک می کند و می تواند زمینه ای را برای بهبود شناختی فراهم کند.
اگر بخواهیم تعبیر عمیقی از احترام ارائه دهیم،به گفتار زیادی نیاز خواهیم داشت.ولی اگر در یک جمله
آن را بیان کنیم،احترام عبارت است از پذیرش ضمنی دیگران و دوست داشتن آنها و در کنار آن سعی بر
بهبود ارتباط .
احترام همچنین از غفلت و (( از خود بیگانگی )) می کاهد و به خاطر سکوت ِ حاصل از آن،شانس تحول
و بهبود شما بالا می رود و به اندازه ی پیشرفت و توان خود،در وضعیف آگاهی باقی خواهید ماند.