تبليغاتX
بازگشت به آزادي | وبلاگ ایمان روشنگر
بازگشت به آزادی
مردم گوهر درونی خود را نیافته اند،

پس به دنبال گوهر ها،

به این طرف و آن طرف می روند،

یا با هم می جنگند.

با بودن گوهرها،

شاد می شوند،

و بدون آنها،ناراحت.

و با این جستجو و نیاز،

نمی توانند آرامش یابند،

پس شبیه دیوانه ها می شوند!!!


آخرين نوشته ها:

طبیعت زیبا و مشکلات آدمی
فرار از خلوت و تنهایی
غرور جوانی
سخنگوی همراه ِ من!
احساس شاعرانه و غمهای عظیم!
مهر و راستی برای پیشرفت
شاد زیستن به خاطر صداقت و پاکی
شناخت آزاد و هوش
ننگ بر افکار منفی و خشن
تغییر دیگران یا تغییر خود؟
خشونت،درگیری،عصبانیت
صداقت مطلق و آثارش(مطلبی برای همه)
مواجهه با مشکلات زندگی
خیر و شر،رقص قانون طبیعت
غوطه ور در قانون طبیعت


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 16:56   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

جوانان ما دچار دوگانگی شده اند.از طرفی آغوش خود را به روی مدرنیته و زندگی بر اساس تکنولوژی

 و علم باز کرده اند،و از طرفی هنوز ساختار ذهنشان متاثر از باورهایی است که جامعه به آنها منتقل

کرده است.باورهایی که مقدس و غیرقابل خدشه هستند.

و وقتی این دوگانگی به رسمیت شناخته شد،بقیه ی تضادهای موجود در زندگی شما عادی خواهند

شد.مثلا می توانید کارهای مخالف با افکار و باورهای خود را انجام دهید،و نه تنها نمی توانید این تضاد

را ببینید،بلکه آن رفتار از نظر شما زیبا هم جلوه خواهد کرد.

وقتی که دست به کار ناشایستی می زنید،با این پیش فرض که دارای بهترین عقیده و مرام

هستید،خودتان را بی گناه و سالم فرض می کنید.

شما نمی توانید مشکلات خود را ببینید،چون تضاد اساسی ذهن شما برایتان معمولی شده،

بنابراین تضادهای کوچک جلوه ای نخواهند کرد.

انسان از هر عقیده و مرامی که هست،باید به سمت یکپارچگی و راستی حرکت کند.افکار و باورهای

متضاد را با هم جمع نکنید.

روشنایی و باور قابل جمع نیستند...


آخرين نوشته ها:

جوانان ـ فوق مدرن!


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:46   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

گاهی سعی می کنیم که با بعضی رفتارها یا گفتارها به دیگران درس عبرت بدهیم یا اینکه پیام هایی

 را به طور غیرمستقیم به دیگران منتقل کنیم.

این از ناتوانی و بی خردی ِ ماست.

ما به علت بسیاری از مشکلات و موانع ذهنی نمی توانیم رک و راحت با طرف مقابل صحبت کنیم.

فضای روابط انسانی باید روشن باشد.هر حرفی باید به صورت روشن و بدون ابهام بیان شود.

به این ترتیب خودمان هم احساس راحتی می کنیم،چون هر چه را که لازم بود به گونه ای روشن گفته

ایم.طرف مقابل هم با توجه به   آگاهی کامل از وضعیت شما،می تواند رفتار مناسب را داشته باشد.

اگر راستی و رک بودن الگوی رفتاری ما باشد، ریشه ی بسیاری ار رنج ها و تعارضات خشکیده خواهد

شد.

این فضا می تواند فضای محبت باشد،چون شما با راستی و رک بودن موانع و ابهامات را بر طرف

 کرده اید و بسیاری از افکار منفی از بین رفته است.

 این تمرین ها لازم اند تا در گرداب توهمات زندگی نکنیم...


آخرين نوشته ها:

درس عبرت دادن به دیگران!


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:22   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

چه اندک است تعداد کسانی که گرایش آنها به خرد بیشتر است از وابستگی هایشان به باورها و

 گرایش ها.

چه اندک است تعداد کسانی که با خرد ناب آشنا هستند یا خردورزی دغدغه ی آنهاست.

وقتی که از کلمه ی عقل استفاده می کنید،احتمالا هنوز به باورهایتان اهمیت می دهید.هنوز باورهایی

که جامعه به شما تزریق کرده است را به رسمیت می شناسید،هنوز باورهای خود را در نگرش خود

دخالت می دهید.

ولی استفاده از کلمه ی خرد به این معنی ست که شما برای باورها و گرایش ها اهمیتی قائل

و می خواهید به طور مستقیم به مسائل نگاه کنید.

وقتی که تک تک رفتارهای ما از فیلتر خرد عبور کند،کم کم ذهن ما نیز به خردورزی عادت خواهد کرد و

ترمیم خواهد شد.کم کم

ذهن ما به سمت سلامت حرکت خواهد کرد.

آن ذهن آشفته که عوامل و تجربیات زیادی در آشفتگی آن نقش داشته اند،کم کم پالایش می شود.

شمایی که همیشه در رنج و عذاب بوده اید و نمی دانستید چگونه زندگی کنید و از جایگاه خود غافل

بوده اید و به نوعی با هرزگی زندگی می کرده اید،اینک به کمک خردورزی به سمت سلامت و شادی

حرکت می کنید.


آخرين نوشته ها:

اهمیت خرد ورزی در رشد فکری


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - شانزدهم مرداد 1387ساعت 14:43   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

شاید اکنون صداهایی داشته باشم

یا به این طرف و آن طرف بروم

شاید دست و پا بزنم

یا نادان و عجیب و غریب باشم!

شاید کمی حریص باشم.

ولی بزودی،

به تو باز خواهم گشت،

ای سکون ِ محض،

ای زهد ِ مطلق،

ای پاکی ِ مطلق.


آخرين نوشته ها:

سکون ـ محض


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:51   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

وقتی که به گذشته نگاه می کنیم،

نادانی های خود را به روشنی می بینیم.

وقتی که به گذشته نگاه می کنیم،

گذشته ای که وجود ندارد!

خیالمان راحت می شود،

چون آن همه قیل و قال،گذشته است.

گذرا بودن همه چیز را می بینیم.

خیالمان راحت است

می توانیم بخندیم:

همه چیز گذراست...


آخرين نوشته ها:

نگاه کردن به گذشته


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - سیزدهم مرداد 1387ساعت 15:55   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

وقتی که به ذهن شما تجاوز شود،

وقتی که عقده ها،موانع و زخم هایی در ذهن شما ایجاد شود،

وقتی که جامعه ذهن شما را به سمت بیماری حرکت دهد،

در اینجا شما معصومیت خود را از دست داده اید.

راستی و معصومیت برای شما بی معنی خواهد شد.

دیگر شما نمی توانید خودتان باشید،

بلکه با ذهنیات و توهمات مسائل را ارزیابی خواهید کرد.

شما ارتباط خود را با آزادی و پاکی از دست داده اید،

زیرا منبع زندگی شما ذهنی بیمار است که توسط دیگران برنامه ریزی شده است،ذهنی که در گذشته

 و رویا سیر می کند.

آزادی،خرد و عشق می تواند این برنامه ریزی را بهم بزند،

می توانید خودتان را دوباره بیافرینید.


آخرين نوشته ها:

از دست دادن معصومیت


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - دوازدهم مرداد 1387ساعت 21:9   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

ما انسان ها زندگی را سخت می گیریم.آن هم به طرز بیمارگونه ای.انگار نه انگار که موجوداتی

موقتی هستیم.شاید فکر می کنیم که قرار است  برای همیشه زنده بمانیم.

شاید فکر می کنیم که الهه ای هستیم که با هر حرکتی، می توانیم اطراف خود را خلق کنیم!

نه اینطور نیست،افکار آلوده را به دور بریزید،همه ی افکارتان را به دور بریزید،که به زودی در بستر مرگ

درد خواهی کشید.

افکار آلوده را دور بریز و برای پاکی جهد کن.

که فرصت برای رسیدن به زیست ِ حقیقی،کوتاه است...


آخرين نوشته ها:

زندگی را سخت نگیریم


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - نهم مرداد 1387ساعت 20:5   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

مشکل اصلی این است که انسان ها از زندگی طبیعی،اصیل و آزادانه و خردمندانه دور شده اند  به

حماقت و توهم روی آورده اند.

طبیعت شما را راهنمایی می کند ولی شما کور هستید.وقتی که می خواهید حیوانی را بکشید،او

سعی می کند فرار کند و درد و رنج خود را بروز می دهد.به شما هشدار می دهد که کارتان اشتباه

است.ولی وقتی که می خواهید یک گیاه یا یک میوه را بکنید و بخورید،هیچ واکنشی نشان نمی دهد.

اما نمی توانید یک درخت را از جایش بکنید.این هم یک نشانه ی طبیعت است.ولی شما با استفاده از

تبر و وسائل دیگر آن درخت را از بین می برید.در حالی که طبیعیت با قرار دادن قدرت و مقاومت در یک

درخت،این راهنمایی را کرده بود که نباید به این درخت آسیبی برسانید.

خرد یعنی مستقیم دیدن،آن هم با ذهنی خالی.نه با باورها و عقاید و دانش ها و  خواسته ها و گرایش

ها و افکار گوناگون.

آنگاه که خرد و مستقیم و آزادانه دیدن،راهبرد شما شود،زندگی ِ شما به منظومه ای از آفرینش تبدیل

می شود.

پاسخ به دو سوال:

 

1-مگر تمام هستی برای انسان آفریده نشده است؟

این مسئله فقط یک سوء تفاهم بزرگ است.اگر به این صورت بود،آنگاه بسیاری از حیوانات نمی

توانستند انسان را بکشند(مثل شیر،ببر،فیل و ....).در آن صورت اصولا امکان کشته شدن انسان توسط

حیوانات دیگر وجود نداشت.در صورتی که انسان در مقابل بسیاری از حیوانات آسیب پذیر است.پس

 این باورها را فراموش کنید.

همیشه در طبیعت بهترین ها باقی می مانند.نه قوی ترین و بی رحم ترین.به انقراض نسل حیوانات

قوی یا عظیم الجسه توجه کنید.

اهمیتی ندارد که جایگاه انسان در هستی چیست.شما سعی کنید با رفتار خردمندانه،خود را به

بزرگی برسانید.

 

2- نیاز غذایی خود را از کجا تامین کنیم؟

همانطور که در بالا توضیح داده شد،در این مورد طبیعت شما را راهنمایی می کند.وقتی که

می خواهید حیوانی را بکشید،او با فریاد زدن به شما اخطار می دهد که کارتان غلط است.ولی وقتی

 که می خواهید میوه یا گیاهی را بکنید،این مشکل بوجود نمی آید.

در ضمن آیا من می توانم به شما بگویم که جهت تامین نیاز غذایی خود مجبورم که شما را

بکشم؟حیوانات هم حق زندگی و تکامل  دارند.

مطلب ِ مرتباط :
خوردن گوشت ِ یک انسان(1)


آخرين نوشته ها:

خورن گوشت یک انسان(2)


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - هفتم مرداد 1387ساعت 20:39   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

دوست دارید شما را بکشند و گوشتتان را بخورند؟

دوست دارید پدر و مادر و بستگانتان را جلوی  چشمانتان بکشند و از گوشتشان غذایی لذیذ درست

کنند؟

برای چند لحظه این فضا را تصور کنید.

بدون شک بسیار سخت و دردناک خواهد بود.

بله ،ما انسان های خودخواه و نادان و بی خرد،حیوانات را به طرز بی رحمانه و احمقانه ای می کشیم

 و از گوشتشان تغذیه می کنیم.

شما که حتی طاقت یک درد کوچک را برای خودتان و خانوادتان ندارید،چرا حیوانات را می کشید؟

چرا آن رفتاری را که دوست ندارید با شما داشته باشد،خودتان در مورد دیگری انجام می دهید؟

مگر حیوانات حق زندگی ندارند؟مگر آنها احساس ندارند؟چرا باید بازیچه ی شما باشند و به خاطر شکم

های کثیف شما،درد و رنج بسیاری را تحمل کنند؟

این قضیه که در گذشته،برخی جوامع به علت کمبود مواد غذایی مجبود بودند حیوانات را بکشند،

نمی تواند توجیه جنایتهای شما باشد.

براستی که انسان ، وحشی ترین و موذی ترین موجود روی زمین است.

براستی که انسان با محبت بیگانه است...

مطلب مرتبط:

خوردن گوشت یک انسان(۲)


آخرين نوشته ها:

خوردن گوشت یک انسان!


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - چهارم مرداد 1387ساعت 0:3   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام