|
- آزادي مقدمه ي آگاهيست.
- در آزادي،امنيت نيست و وقتي به امنيت مي رسيم،آزادي را فراموش مي كنيم!
- ممكن است علي رغم تمام ناآگاهي هايم،خود را آگاه بدانم!
- در زندان آزادي بي معني ست.
- كاش محبت دزديدني بود،كاش محبت خريدني بود! ولی به طور حتم اینطور نیست...
- عشق و محبت بايد انسان را آزادتر كند و فقط در اين آزادي امكان رشد و بالندگي محيا مي شود،
آزادي معيار سنجش امور است.
- بدي،دادن مجوز بدي، و خوبي دادن مجوز خوبي به ديگرانست،انتخاب با خودتان است.
- انسان ها فقط در شرايط سخت و غيرمعمول،شخصيت واقعي و ميزان محبت خود را نشان مي دهند.
مطالب مرتبط: جمله های از خودم!(۱) و جمله های از خودم!(۲) , جمله های از خودم!
(3) جمله های از خودم!(4) و جمله های از خودم!(5) جمله های از خودم!(۶)
صبر كن
خواهش مي كنم صبر كن
زندگي اين نيست!
زندگي عادت نيست
زندگي خشم و نفرت نيست
نفرت را فراموش كن
زندگي يعني تازگي
زندگی هیچ قاعده ای ندارد! چون خودش قاعده است!
جان كندن هايت براي چيست؟
اين همه حرص و طمع براي چيست؟
آرام باش!
بر زندگي و طبيعت قانون حكومت مي كند،پس نيازي نيست به زحمت بيفتي،آزاد زندگي كن و
آگاه باش اسير عادت ها نشوي.
آگاه باش اسير نشوي!
آگاه باش برده ي زندگي نشوي، خود آفريننده ي زندگي باش.
به خودت تكيه كن،
به خودت اعتماد كن،
هيچ چيز را نپذير!
رها شو.
صداقت،با يك تصميم ،فكر يا اجبار،ضمانت اجرايي و عملي ندارد.در جايي كه ذهن و خواهش ها و
مسائل پيچيده اش وجود دارد،در جايي كه سنت ها و ايده آل ها و مقايسه و ارزش گذاري ها و آرزو ها
و ... وجود دارد،در اين فضا صداقت امكان عملي ندارد.
خواهش ها و ناداني هاي ذهن شامل :آرزو ها،خاطرات گذشته،سنت ها،معيار ها ،پيش فرض ها،
ايده آل ها،ارزش ها،تكاپوها،خشم ها و كينه ها و نفرت ها و هرگونه تلاشي كه موجب تضاد و ناآرمي
در درون انسان مي شود.
رك بودن را بايد تمرين كرد.رك بودن وسيله اي است براي رهاتر شدن.و در اين بين بايد از شخصيت و
توهماتي كه جامعه به ما القاء مي كند،بگذريم.رك بودن يعني خود بودن،آرام تر و رها تر بودن.
در جايي كه انسان در چنگال ِ ايده آل ها و معيارهايش زندگي مي كند،ممكن است دست به هر كاري
بزند،دروغ بگويد و ...
انساني كه به ارزشهاي اخلاقي اعتقاد دارد،براي همان ارزش ها ممكن است دروغ بگويد و يا دست
به هر عملي بزند.فقط به خاطر همان ارزش ها!
همه ي ما به دنبال منافعي هستيم و به نوعي منفعت طلبيم ولي بحث بر سر چيستي اين منافع
است.اگر اين منافع بر اساس آموخته ها و تربيتي باشد كه جامعه بر ما تحميل كرده،اگر اين منافع بر
اساس ذهن و ناداني هايش باشد،در اين صورت براي رسيدن به اين منافع دست به هر كاري خواهيم
زد.ولي آنجا كه رهايي را منفعت خود قرار دهيم و ذهن و ناداني هايش و جامعه و مسائلش را جدي
نگيريم،خودخواهي و غرور و منفعت طلبي از بين خواهد رفت و روز به روز از قدرت و فشار و اسارت و
ناداني هاي ذهن كاسته خواهد شد و به ميزان عشق و محبت افزوده خواهد شد.
(حافظ)
انساني كه داراي منافع شخصي و خياليست،چگونه وفادار خواهد بود؟!
وفا چيزي نيست كه با يك قول يا قرارداد امكان عملي داشته باشد.
اگر صداقت نباشد وفا هم بي معني خواهد بود و در جايي كه صداقت هست و هيچ ابهام و دروغي
وجود ندارد،بحث در مورد وفا ضرورتي ندارد.
همه ي ما اسير و وابسته ايم ولي كساني كه اين اسارت را درك كنند،به سوي رهايي حركت خواهند
كرد.
بيشتر مسائل زندگي ِ ما توهمي بيش نيست و اصالتي ندارند، ولي كساني كه به رهايي مي
انديشند،درك مي كنند و در خود و زندگي شان تحول ايجاد مي كنند.
رهايي يعني عشق و عشق يعني رهايي
رهايي از گذشته ،رهايي از مسائلي كه اصالت ندارند و حاصل توهم خود يا جامعه و گذشتگان اند.
رهايي از خود،كه محصول ناداني هاي جامعه است، و رها زيستن در آغوش عشق.
با عشق ورزيدن(به انسان و غير انسان) خود و ذهن و مسائلش بتدريج كمرنگ و ضعيف مي شوند و
انسان به سوي رهايي حركت مي كند و با اين رهايي ست كه يك انسان بدون گرايش مي شود و در
اين رهايي عشق حضور خواهد داشت.
انساني كه با خواهش ها و ناداني هاي ذهنش زندگي مي كند به رهايي نمي انديشد،انساني كه
اسير جامعه است،در دل محبتي ندارد.فقط،تلاش هايي براي جلب اعتماد ديگران،توهمات و عادت ها
و تكرارهايي وجود خواهد داشت.
انساني كه هنوز مغرور است و به شخصيت و جايگاهش در جامعه مي انديشد،صميميت را نمي
فهمد.چنين انساني اسير ناداني هايش است و در تنهايي و احساس ِ قدرت ِخيالي اش،لذت مي برد.
رهايي را دريابيد.
مطالب مرتبط:
اصول زندگی من
عشق،دوستی،صمیمیت
!انسان های بزرگ
دوستی دختر و پسر
عشق ورزی
صداقت،وفا،محبت،صمیمیت
عشق چیست؟
زندگی و خوشگذراني
عشق و دیگران
!مجنون و عشق هاي امروزي
زندگي بدون گذشته
عشق شناسي ِ خودماني
نگرش انساني و مهربانانه
مرگ عاطفه
تكاپو براي خوشبختي
عشق بازی ممنوع