تبليغاتX
بازگشت به آزادي | وبلاگ ایمان روشنگر
بازگشت به آزادی

 چه بی چاره ایم که در قید و بند افیونی جامعه, مجبوریم آنچه باشیم که می خواهد!

 

عملا به ماشینی تبدیل شده ایم که پس از دریافت و  پردازش ورودی,خروجی می دهد!

 

و چه نادانیم که فکر می کنیم زنده ایم!این زندگی نیست!مردگی ست.افسار زندگی

 

مان در دست جامعه و گذشته و آینده ی آن است!در دست نادانی ست!

 

ما حاصلی بیش نیستیم!

 

به ما آموختند که چگونه زندگی کنیم,به ما آموختند که ثابت قدم باشیم,آرزو ها و رویاهایی داشته

 

باشیم,به ما آموختند که مطیع باشیم.

 

مهم ترین آموزه ی ما این است که همه ی توجه مان به بیرون باشد.باید,خود و توانایی هایمان را

 

فراموش کنیم!استقلال را فراموش کنیم و بیشتر به فکر تقلید و وابستگی باشیم.

 

به ما آموختند ارزش ها را.و جان کندن برای آن ارزش ها...

 

ارزش های پست و کودکانه و گاه حیوانی که به راحتی جلوه ای زیبا به خود می گیرند!

 

به ما آموختند برای رسیدن به  بیهوده ها,برای بیهودگی,حتی حیوان شویم!

 

حیوانی که ظاهرا, می داند!ولی حتی نمی داند که است و چه هست و چه می خواهد!

                                         

و یاد گرفتیم که باور کنیم که داناییم.باور کنیم که آگاهیم.در خوابی عمیق فرو رفتیم و

 

حتی ممکن احساس کنیم که آگاهیم!

 

به ماها آموختند که با گذشته ها زندگی کنیم.به ما آموختند که دردها و رنج ها را تحمل کنیم.

 

به ما آموختند که  سکوت کنیم.

 

باید آروزها و رویاهایی داشته باشیم.باید اسیر آینده و گذشته باشیم.

 

باید مشغول شویم.باید به دنبال سراب باشیم.به هر سرابی که رسیدیم, ناامید نشویم و به دنبال

 

سراب های بعدی برویم. و بدانیم که زندگی همین است!

 

باید بر حرص و طمع خود بیافزاییم!

 

باید برای آینده بجنگیم.

 

باید به هر صورت ممکن اسیر بمانیم!

 

به ما یاد دادند که حسابگر باشیم.عشق و محبت حساب شده باشد.

 

بدانیم که انسان ها دو دسته اند:

 

1-غریبه

2-آشنا

 

آزادیم که غریبه ها را حیوان بینگاریم!

 

غریبه ها هیچ حقی ندارند.رفتار با غریبه ها محاسبه نمی خواهد.ولی رفتار با آشناها به محاسبه نیاز

 

دارد.

 

و به ما آموختند که مال و جاه ارزش است!مال و جاه ارزشمند است!

 

باید به جامعه اعتماد کنیم.باید به دیگران اعتماد کنیم.دیگران درست زیسته اند!

 

ارزش های آنان,همان ارزش های ما هست.باید به دنبال تایید باشیم.باید سعی کنیم نظرشان را جلب

 

کنیم.

 

باید مانند یک ماشین! علم بیاموزیم و به جامعه خدمت کنیم.عالم بیشتر می فهمد!

 

باید به عالمان اعتماد کنیم! و خود نیز به دنبال علم باشیم.

 

علم مفید است.عالم داناست!

 

اگر عالم شویم,می توانیم به خود ببالیم.آنگاه می توانیم با خیالی آسوده زندگی کنیم!جای نگرانی

 

نیست!دیگران هم تایید مان می کنند,تحسین می کنند.پس عالم شدن خوب و پسندیده است!

 

باید به بزرگتر ها احترام بگذاریم!باید مطیع باشیم!

 

و به ما آموختند که خوب و بدی, هست.به ما آموختند که ارزش را فراموش نکنیم.باید مقایسه کنیم و

 

معیارها را فراموش نکنیم.

 

و به ما راه سرکوب رنج ها را نیز آموختند.باید سنگدل باشیم.باید به منافع مان فکر کنیم!عشق و

 

مهربانی حساب و کتاب دارد!باید دشمنی کنیم.دشمنی و خشم  و نفرت,برای آسودگی و آرامش خیال,

 

بسیار مفید است!

 

منفعت مهم ترین معیار رفتارهای ماست!هر رفتاری به خاطر منفعتش قابل توجیح است!و چه بیهوده

 

است رفتاری که منفعتی ندارد!

 

مطالب مرتبط :

 

زندگی(۱)

زندگی(۲)


آخرين نوشته ها:

ما کاملیم،ما بهترینیم!!!
طبیعت زیبا و مشکلات آدمی
فرار از خلوت و تنهایی
غرور جوانی
سخنگوی همراه ِ من!
احساس شاعرانه و غمهای عظیم!
مهر و راستی برای پیشرفت
شاد زیستن به خاطر صداقت و پاکی
شناخت آزاد و هوش
ننگ بر افکار منفی و خشن
تغییر دیگران یا تغییر خود؟
خشونت،درگیری،عصبانیت
صداقت مطلق و آثارش(مطلبی برای همه)
مواجهه با مشکلات زندگی
خیر و شر،رقص قانون طبیعت


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - بیست و نهم مهر 1385ساعت 11:12   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام

احتمالا این سوالات به ذهنتان رسیده:

 

حق با کیست؟

چگونه باید زندگی کنیم؟

نیکی و بدی چیست؟

با زندگی چه کنیم؟

عشق چیست؟انسان کیست؟خدا چیست؟

 

و صدها سوال و تردید دیگر...

 

 

 

و احتمالا جواب هایی شنیده اید,

 

و مسلما گاهی به بن بست رسیده اید و گاهی...

 

گاهی نظراتی داشته اید که در عمل نادرست و یا ناممکن از آب در آمدند.

 

و از مراحل مختلف رشد فکری گذشته اید.درست یا نادرست.

 

 

ابن سینا می گوید :

 

تجربه از علم بالاتر است

 

 

هر مشکلی یا سوالی باید با تجربه شخصی حل شود.باید تجربه کنیم تا به درک درستی برسیم.

 

اشو می گوید:

 

به یاد داشته باش!

تنها آنچه را که تجربه کرده ای,

از آن توست.

آنچه که می دانی-تنها و تنها آنچه که میدانی.

هرقدر کوچک باشد مهم نیست.

بذرها نیز بسیار کوچکند.

اما یک دانه...

استعدادی شگرف با خود دارد.

شیئی نیست.

وجودی است که آماده شکوفایی است.

تنها مترصد فرصت است.

 

 

نظری که نظرپردار آن را تجربه نکرده است,هیچ ارزشی ندارد.

 

چاره ای نیست جز اینکه آزادانه  تجربه کنیم و به تجربه هایمان فکر کنیم و به نتایجی برسیم.البته می

 

توانیم تجربیات دیگران را بشنویم و استفاده کنیم.ولی خودمان نیز باید تجربه کنیم تا آن امر یا شی یا

 

 پرسش را درک کنیم.

 

چه ضعیف اند آنانی که از تجربه می ترسند.ضعیفان از رنج و ناراحتی می ترسند.و ممکن است ضعف

 

خود را به گونه ای توجیه کنند.

 

هر چیزی یا هر عملی قابل تجربه است!البته باید به نتیجه اعمال توجه شود.مثلا تجربه خودکشی,برای

 

کسی که زندگی را بدرستی تجربه نکرده,کاری بیهوده و کاملا غیر منطقی است.

 

هرچیزی فقط با تجربه قابل درک است.

 

بهتر است در مورد چیزی که تجربه و درک نکرده ایم حرفی نزنیم.

 

تجربه گرایی لازمه آزادگی ست.فقط با تجربه ی آزاد زندگیست که می توان روان و رها شد.و رهایی

 

زیباست.رهایی از تمامی قید ها و بندها...رهایی,لازمه درک حقیقت است.

 

چه کودکانه است نظر پردازی بر اساس ذهن و اندیشه و کودکانه تر  عمل به آن نظریات.گفته های ما باید

 

بر اساس تجربیات ما باشد,وگرنه حرفی بیهوده اند.

 

تجربه گرایی شجاعت و اعتماد به نفس می خواهد.انسان ضعیف و ترسو کمتر به تجربه هایش و به

 

خودش بها می دهد.کافی ست شروع کنید.اشو نیز به درستی گفته.کافی ست با تکیه بر خود و تجربه

 

آزادانه زندگی,آفرینش اندیشه و فکر را شروع کنید و دنیای خود را بزرگ تر  و  زیباتر کنید.و  همین تجربه

 

ها و اندیشه می تواند زمینه تجربه های دیگری باشد.و هر روز بیشتر پیشرفت خواهید کرد و به درک

 

بهتری خواهید رسید.

 

به خودتان اعتماد کنید

 

هرچه زودتر این دنیا را ایجاد کنید.در دنیای خودتان زندگی کنید و به حرف های دیگران اهمیت

 

ندهید.مقایسه نکنید.

 

تجربه و رها زیستن چه زیباست...

 

آزاد و رها زندگی کنیم.و آگاه...


آخرين نوشته ها:

تجربه


مطالب قبلي را نيز مطالعه فرماييد
+ ايمان روشنگر - سیزدهم مهر 1385ساعت 0:22   |   |   ارسال پيام |   داغ کن - کلوب دات کام