من از حدود 3-4 سال پیش تا حالا شاید 15-20 بار آهنگ آشفته بازار داریوش رو گوش دادم.و این ترانه اونقدر برام جالب بود که تقریبا هر بار منو به فکر فرو می برد.ولی 3-4 روز پیش برای اولین بار متن این آهنگ رو خوندم.واقعا روم تاثیر گذاشت.3-4 روزه که ابن شعر تو ذهنمه و مرتب و بی اختیار اونو مرور میکنیم:
تمام عمر بستیم و شکستیم
به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را گذر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
نظرتون چیه؟
آخرين نوشته ها:
ما کاملیم،ما بهترینیم!!!
طبیعت زیبا و مشکلات آدمی
فرار از خلوت و تنهایی
غرور جوانی
سخنگوی همراه ِ من!
احساس شاعرانه و غمهای عظیم!
مهر و راستی برای پیشرفت
شاد زیستن به خاطر صداقت و پاکی
شناخت آزاد و هوش
ننگ بر افکار منفی و خشن
تغییر دیگران یا تغییر خود؟
خشونت،درگیری،عصبانیت
صداقت مطلق و آثارش(مطلبی برای همه)
مواجهه با مشکلات زندگی
خیر و شر،رقص قانون طبیعت
مطالب قبلي را نيز
مطالعه فرماييد
+
ايمان روشنگر - بیست و چهارم آذر 1384ساعت 15:42
|
|
ارسال پيام |
یکی از توانایی های مهم هر فرد، آزاداندیشی اوست. اینکه فرد خود را از قید و بند افکار سنتی و قدیمی آزاد کند، در آینده او و در رشد اندیشه اش بسیار موثر است. من نیز از ابتدا بدون آگاهی فکر می کردم بعد که به آگاهی هايم( تعالیم مذهبی- ارزش های جامعه - علم - تجربیات و ...) اضافه شد، روز به روز اندیشه ام آزاد تر شد. البته آهسته آهسته!
همین سه چهار ماه پیش در مورد مشکلات جامعه ایران با دوستان دوستانه بحث می کردیم. گفتم علت تمام مشکلات جامعه ایران، نبود دموکراسی است و بعد که با یکی از اساتید مشورت کردم، او گفت مشکل فرهنگ جامعه است. این جواب استاد برایم بسیار نامفهوم و غیرمنطقی بود تا اینکه پس از یک یا دو ماه خود به این نتیجه رسیدم که علت اصلی مشکلات جامعه ایران عقب ماندگی فرهنگی است، زندگی بر اساس افکار و عقاید و تعالیم هزاران سال پیش. یا زمانی ( ۱۰-۱۱ سالگی) گوش دادن موسیقی شاد را گناه می دانستم. و روزی دیگر (۱۳-۱۴ سالگی) دیدن فیلم ها و شوهای غیرمجاز را گناه می دانستم ولی کم کم از
این گرداب نجات یافتم. روزی عقایدم را عین حقیقت می دانستم و عقیده ام را در مورد هستی، انسان، خدا، آخرت و ... عین حقیقت می دانستم تازه ۴-۵ ماه است که فهمیدم چیزی در مورد هستی و خدا نمی دانم و باید زندگی ام را که بر این پایه استوار بود انسانی تر و انسانی تر کنم.
پس فکر نکنید که عقایدتان عین حقیقت است و از به نقد کشیده شدن آن نترسید به شوق نیک خطاب شدن حقیقت را از دست ندهید. خود بیاندیشید و کنکاش کنید که اعتماد تاوانی سنگین در برخواهد داشت.هوش دارید که فریبتان ندهند و به نام انسانیت خدای را آزادانه درک کنید.
آخرين نوشته ها:
خود بیاندیشیم
مطالب قبلي را نيز
مطالعه فرماييد
+
ايمان روشنگر - شانزدهم آذر 1384ساعت 14:46
|
|
ارسال پيام |
چند روز پیش از یکی از خیابان ها می گذشتم که ناگهان صدای مداحی یک مداح نظر مرا به خود جلب کرد.او می گفت:"... حسین جان ... قد خدا دوست دارم ..." و چند بار در مدحش این جمله را تکرار کرد و من خوب گوش کردم.باورم نمی شد که انسانی که ادعای مسلمانی و خداپرستی دارد چنین کلماتی از زبانش خارج شود.مسلما مداح معروفی بود و حتما علما و آیات عظام چنین مداحی هایی را می بینند و می شنوند.چرا واکنش نشان نمی دهند؟مسلما این مداحان و رهروان و حامیانشان از دین اسلام خارجند.خوب است که به ائمه احترام بگذاریم یا عاشقشان باشیم ولی اگر مسلمانیم و موحد باید توجه کنیم انسان پرست نشویم!.و در این مسیر می توانیم از قرآن کمک بگیریم!
روزگار غریبی ست نازنین روزگار غریبی ست!!!
آخرين نوشته ها:
قد خدا...!
مطالب قبلي را نيز
مطالعه فرماييد
+
ايمان روشنگر - چهارم آذر 1384ساعت 10:47
|
|
ارسال پيام |